داستان امروزمون برمیگرده به یک سال پیش، همون موقع که من اصلاً نمیدونستم رامتینایی. وجود داره یا نه! چه برسه به این که بخواد همسرو یارو رفیق و همدمم بشه. بیچاره با چه اوضاعی هم دستوپنجه نرم کرد. نه از سمت خودش ها، بلکه من ناخواسته کلی اذیتش کردم یه جوری که هنوزم داستان سینی […]